قسمت 6شوم

قسمت 6شوم


چه درد است این که در فصل اقاقی؟
به روی عاشقان در بسته ساقی
بر این در،‌ وای من قفلی لجوج است
بجوش ای اشک هنگام خروج است
در میخانه را گیرم که بستند
کلیدش را چرا یا رب شکستند؟!
دعا کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم
من آخر طاقت ماندن ندارم
خدایا تاب جان کندن ندارم
دلم تا چند یا رب خسته باشد؟
در لطف تو تا کی بسته باشد؟
دیدگاه ها (۱)

قسمت 5جومببین ای دل، چقدر این قصر زیباستگمانم خانه ی ساقی هم...

قسمت 4رومبگو اسب سپیدم را که دزدیدامیدم را، امیدم را که دزدی...

قسمت 7تومبیا باز امشب ای دل در بکوبیمبیا این بار محکم تر بکو...

قسمت 8تومکریمان گر چه ستار العیوب اندگدایانی که محبوب اند خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط