آغوشت خیالم را آسوده می‌کند.

آغوشت خیالم را آسوده می‌کند.
چسبیده‌ام
به ساحلی آرام...!
نه صدای موج دریا مرا شاد می‌کند،
نه صدای مرغان این حوالی،
منتظرم تو مرا صدا بزنی...!

گرمای تنت خستگی را از تنم آب می‌کند.
و خوابم میبرد...
خوب می‌دانم،
صبح که چشم‌هایم باز شوند، خواهم پرسید:
کجای این جهان خوابیده‌ام؟
چرا در یادم
هیچ حادثه‌ای مرا لمس نمی‌کند؟

کلافه‌ام!
مرا صدا بزن...
تا خاطرم بازگردد،
تمام آن شب‌ها
که تو را بوسیده‌ام...
#جذاب #خاص #بینظیر
دیدگاه ها (۲)

Between Sleep and Breath

شیپ ساسوکه و ناروتو

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

Covenant of Blood and Silk

نمیبخشمت p.23

💜☃️#معشوقه‌ی‌زمستان☃️💜.#آغوشت خیالم را آسوده می‌کند.چسبیده‌ا...

کسے مرا درک نمـے کند!وقتـے از عطر تنت...هرم لبانت ......صـدآ...

بنظرم هر چیزی باید در زمان و مکان خودش اتفاق بیفتد تا لذت کا...

بنظرم هر چیزی باید در زمان و مکان خودش اتفاق بیفتد تا لذت کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط