ڪتاب سرنوشت

ڪتاب سرنوشت

براے هرڪسے چیزے نوشت

نوبت بہ ماڪہ رسید

قلم افتاد...

دیگر هیچ ننوشت فقط

خط تیره گذاشت و گفت:

توباش اسیر سرنوشت.
دیدگاه ها (۱)

من از منتظر ماندن خسته نشدم،تو از نیامدن چطور؟

دلم گرفته از کسی که اومد تو زندگیم به رسم عاشقی ولی بعد که ب...

گاهی وقتا... حرفای دلت... اینقدر خصوصی میشه... اینقدر درک کر...

صهیونیست های خونخوار و وحشی به آخر خط رسیدید.دنیا رو به آتش ...

اگر عملیات حفاری آن ۳ تونلی که اسرائیل برای رسیدن به تاسیسات...

نسخه ی ۱۶۶۰ ساله ایران برای یک مذاکره مقتدرانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط