ای دلبر من جانم فدایت

ای دلبر من جانم فدایت
سرم به قربان آن کوهی وفایت
از آن روزی که شدم آشنایت
گمانم تیغی غم خورده است به پایم
❤️‍🔥
دیدگاه ها (۰)

مرا ز آن خاطره زلف کج ات دیوانه کردنز خیش قوم و آشنا بیگانه ...

به یک حرف تو من در انتظار امنمی دانم که به زندگی چیست کارمکه...

نکنی گل زرده والله او می لرزهبه پیش هرکس زبانم نمی گردهرخ به...

می روم به مسافری مرگ می گردد دور سرمجانمای مرگم امان بده تا ...

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

تو بچگی، هفت‌ساله خوابیدم...پنجاه‌ساله بیدار شدم.از همان شب،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط