مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

دنبال زخمی تازه می گشت

دنبال زخمی تازه می گشت
تا درد کهنه اش را از یاد ببرد...
.
.

به سکوت خو می‌گرفت
و آن قدر بی حضور شده بود
که همه فراموشش کرده بودند.
انگار به دنیا آمده بود که تنها باشد.🌱

[ عباس معروفی ]
دیدگاه ها (۴)

چگونه می توان به بینایی چشمانی که تو را در قاب مردمکان ندارن...

☘نمی‌شود لباس‌هایم راهمينجور که تنم است بپوشانم به تن تو؟و ل...

کِه اَگر هَمین شوقِ وِصال،چِه دَر بَرقِ نِگاه ، چِه دَر کُنج...

پارت دو: جنگ، بی رحم و خسته کننده، ماه هابودکه پاریس واطرافش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط