پارت ۳۶

پارت ۳۶


به خونه ی فلیکس رسیدم رفتم توی اتاقی که فلیکس برام آماده کرده بود دراز کشیدم و با سوجی شروع به چت کردن کردم همونطور که بهم پیام می‌دادیم بهم زنگ زد یکم صحبت کردیم ولی یهو جیغی کشید و قطع کرد اگه چیزیش شده باشه چی باید برم پیشش

فلیکس سلام

^ سلام ات کجا میری؟

داشتم با سوجی حرف میزدم یهو جیغ زد و قطع کرد اگه هیون بلایی سرش آورده باشه چی ها؟

^ ات اروم باش نباید بری هیون برات تله گذاشته، خودم میرم خوبه؟

باشه ممنونم فلیکس


^ تو فقط توی خونه بمون باشه ؟

مراقب خودت باش

فلیکس رفتو منم رفتم تو اتاقم و از استرس ناخونامو می‌جویدم ، همونطور که نشسته بودم در خونه باز شد فکر کنم فلیکسه آروم درو باز کردم و رفتم پایین چراغا کلا خاموش شده بودن

هی...ون اینجایی... مگه نه؟( با صدای ترسیده و لکنت)

دستم کشیده شدو و به دیوار چسبیدم

_ پس فهمیدی منم بیب

عوضیه روانی چطور اومدی داخل

یهو میخواستم بالا بیارم هیونو کنار زدم و به سمت سرویس بهداشتی رفتم و بالا آوردم هیون اومد پیشم دستشو روی شونم گذاشت و گفت

_ خوبی ات چیشد

بهم دست نزن

_ بیب حامله ای؟

(سوکت)....

_ حدسم درست بود میدونستم ازم حامله ای بیا بریم خونه

عمرا باهات بیام هوانگ هیونجین


_ بخاطر بچه مون میای


این بچه رو به دنیا نمیارم


_ خفه شو بیا بریم

دستتو گرفت و بردت توی ماشین نشوندت و به سمت خونه رفتید ، رسیدید خونه دستتو گرفت و کشیدت توی خونه دستشو پس زدی و شروع به داد زدن کردی

ولم کن هوانگ هیونجین فهمیدی ولم کن


_ ولت کنم کجا بری ات ها؟ تو مال منی کجا بری

خیال نکن به دنیاش میارم هیچوقت بچه ی کسی که بابامو کشته رو به دنیا نمیارم

محکم بهت سیلی زد و گفت

_ خفه شو اگه اون بچه تو شکمت نبود الان زیر بار کتک های من مرده بودی فهمیدی ؟


از همون اولم دوسم نداشتی میخواستی انتقام مامانتو بگیری منو بگو فکر میکردم عاشقم بودی که بهم تجا*وز کردی

_ ات من عاشقتم دوست دارم بدون تو میمیرم میدونی این چند روز که نبودی چقدر برام سخت بود ؟ اصلا میتونی بفهمی

_ هوانگ هیونجین تو یه دروغگویی

اینو بهش گفتی و رفتی توی اتاقتون و درو بستی....
دیدگاه ها (۰)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و ...p20 $ حالا پاشو برو ...

پارت 7رمان ✨عشق مدرسه ای✨ هیونجین: باشه گلم 🎀فیلم ترسناک رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط