کاشکی در ''کوچه های''کودکی،،گم می شدم…

کاشکی در ''کوچه های''کودکی،،گم می شدم…
هم ''صدای'' قاصدکهای تکلم می شدم…
می نشستم زیر"آواز"سپید چلچله…
بار دیگر ''خیس باران''ترنم می شدم…
زندگی را می دویدم تا فراسوی"امید"…
تا که در ''چشم تماشا''یک توهم می شدم…
''آرزو'' می چیدم از رنگین کمان شاپرک…
ناگهان در جنگل پروانه ها"گم"می شدم…
می تکاندم ''غم''غبار اشک را از چشم ''دل''……
مهربان ''هم بازی''عشق وتبسم،،می شدم…
کوچ می کردم ازاین'' تنهایی''خاکستری....
بی ریا همسایه"لبخند"مردم می شدم....
کودکی آن سوی "حسرت"چشم در راه من است...
کاشکی،،در"کوچه های کودکی"گم می شدم ...

شعری زیبا از:«مارگوت بیل ... ترجمه ازشاعر:«احمد شام
دیدگاه ها (۲)

پایان مرداد را برایتان اینگونه آرزو میکنم :خدایا گوشه چشمی ...

سلام

الگو....

تولد حضرت معصومه مبارک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط