صبح بیدار شدم

صبح بیدار شدم
صبحانه آماده کردم
لباسای آقامونو اتو کردم
،وقتی بیدار میشه میبینه تمام
وسایلش آماده است
کلی ذوق می کنه
میاد بغلم می کنه
میگه.قربون خانم کدبانوی خودم برم
دیدگاه ها (۱)

یه شب رفتیم بیرون تورستوران نشستیم منتظر سفارشمونیمیه پسره ا...

شبه مثلا می خواییم بخوابیم ولی کلی باهم حرف میزنیم تو برام ش...

بهش میگم می خوام برم آرایشگاه موهامو کوتاه کنم خسته ام کردهش...

اس دادم به آقای خونهگفتم زود تند میری برام گوجه سبز می خری و...

استاد ریاضیات

عشق در تاریکی پارت: ۹بعد ار اینکه فکر هامو کردم خوابیدم ویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط