دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبود

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبود
عشقِ ما از عشق‌های کوچه بازاری نبود

سال‌ها بود از خدا عشق تو را می‌خواستم
دیدنت جز التفات حضرت باری نبود

هرکجا نام تو آمد گریه کردم همچو شمع
در هجوم بغض وقت آبروداری نبود

از تو گفتم در فراق و از تو‌گفتم در وصال
قصه ی زلف پریشان تو تکراری نبود

سال‌ها هی زندگی تفسیر شد «این» است و «آن»
زندگی جز فرصت کوتاه دیداری نبود...
دیدگاه ها (۹)

باز تنهایم و ... احوال دلـــم ، غـمـگین استبی تو بودن ، چه ع...

ﭼﻪ ﺩﻭﺭﻡ ﺍﺯ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺖ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻧﻢ ﺩﻭﺭﯼﭼﻪ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﺗﻦ ﺩﺍﺩﯼ ﺑ...

در غم عشق تو تنها نه پرم می سوزدبه خدا از نوک پا تا به سرم م...

آسمان غصه نخور! اشک نریز! شانه ام مرهم توستآسمان گریه نکن! د...

پارت ۲۲:سلام من به زندگی جدید(Rose)۹ مارس سال ۱۹۹۳.شروع دفتر...

پارت دو تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط