تو را چه بنامم

تو را چه بنامم؟
تا دریچه را
رو به باغی بگشاید
که صدای پرپر شدنش
به زمزمه­ های تو
در عصرهای دلتنگی می­ ماند

نامت، رازی است
که سنگ را به نسیم و
نسیم را به توفان
بدل می­کند
و آتش
در گلستانِ ابراهیم می­افکند
مرا زهره­ یِ آن نیست
که نامت را به زبان آرم
در تو می­نگرم و می­میرم.
دیدگاه ها (۱)

‍ تو اگر باشی و من باشم و باران باشدبه بغل می کشمت گر چه خیا...

اگر دوستش داریدبه زبان بیاورید،پانتومیم که بازی نمیکنید،از ت...

روزهای رفته زندگی را ورق میزنمچه خاطراتی که زنده نمیشوندچه ر...

من ... با تو می نویسم و می خوانم ؛من ...با تو راه می روم و ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط