وقتی عضو هشتم بودی🩶

وقتی عضو هشتم بودی🩶
پارت ۳(last part)
روایت از زبان جولیا:
رفته بودم بیرون...باید از اون فضا فاصله میگرفتم
حدودا ۲۰ دقیقه ای تنها بودم که صدای قدم های کسی رو از پشت سرم شنیدم
برگشتم و یه نیم نگاهی انداختم..جیمین بود که داشت با سرعت زیاد به سمتم میومد...
ترسیدم...سریعا بلند شدم و عقب رفتم...
_جولیا..
+ببخشید‌جیمین اشتباه کردم..تورو خدا نیا نزدیک...
وایستاد...دیگه نزدیک نیومد...
_چشم ببخشید...فقط گوش بده
+.....
_من ازت بدم نمیومد...نمیاد و نخواهم اومد...به خاطر عشق زیادم بهت اینطوری میکردم
+ولی..
_نه...بزار‌من الان بگم
_حسودیم میشد...میدیدم با بقیه اعضا خیلی گرم میگیری...اعضا خیلی بهت نزدیکن....خیلی حسودي میکردم
_چون خیلی دوستت دارم اینطوری کردم
نگاهش چرخید سمت التهاب گونه ام
_میدونم نمیتونم گذشته رو درست کنم....و بابت این کار اشتباهم خیلی خیلی ازت معذرت میخوام....ولی بزار آینده رو درست کنم...خواهش می‌کنم...
+جیمینا؟
_جون جیمینا
+اشکالی نداره...من تورو بخشیدم
_واقعا؟؟؟(ذوق)
+اوهوم
بغلم کرد و متقابلا بغلش کردم
_مرسی فرشته....قول می‌دم تا اخر عمر خوشبخت‌خوشبختت کنم
+نیازی به این کارا نیست...فقط دیگه باهام سرد نشو باشه؟
_هیچوقت نبودم....فقط اون موقع شیوه درست ابراز عشق رو بلد نبودم...

پایان.....
حمایت کنید دخترام🩶
دیدگاه ها (۲۲)

مهم

تولدت مبارک چانگبین 🥳🥳🥳🥳🥳🥳خیلی خوشحالم که با استری کیدز دبیو...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:77-بزار توضیح بدم بهت!+چه توض...

درخواستی:: وقتی تو دعوا اشتباهی بهشون سیلی میزنی

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

part:24اعضا درحال تمرین دنس بودنرفتم سمت کابینت و قهوه رو بر...

روباه کوچولوی من پارت هفده ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚᮫᜔݁ᩘ࣪۠𝅄ᮢຼꨵꨲ᮫᜔݁^ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط