گمان مـےکردم وقتے نبـاشـم

گمان مـےکردم وقتے نبـاشـم
دلت مـے گیــرد. . .
امــا دیــدم نہ
بــدون مـن شــادتــرے ،
شـلوغ تـرے ،
صـدای قهقـه خـنده هـایـتان
تا اینجـا هم شنیـده مــے شـود

گـویــــا مــــــــــن

سـدّ راهـت بـوده ام
دیدگاه ها (۱)

من قبلا فکر میکردم زیباترین ادم یعنی کسی که چشم های قشنگی تر...

تمام لذت دنیا شاید همین باشد؛داشتنِ کسی که عشق را بلد است…نه...

Destiny part 11

P1باران آرامی روی شیشه‌های خانه می‌زد.طناز روی تختش نشسته بو...

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

مرد بی رحم

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 9همه‌ ی افراد قصر به حالت آماده‌...

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️باران از عصر شروع شده بود.تا ساعت نه شب، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط