و تو همروزی پیر می شوی

و تو هم‌روزی پیر می شوی،
اما من
پیر تر از این ‌نخواهم ‌شد،
در لحظه ای از عمرم‌ متوقف شدم!
منتظرم بیایی...
و از برابر من بگذری
زیبا‌ ، پیر شده !
آراسته به نوری
که از تاریکی من دریغ کرده ای ...!
دیدگاه ها (۱)

کافه های شهر... راهم نمیدهند!از بس حرف زدم باتویی که ...

مگذر از من!ای که در راه تو از هستی گذشتم .

:بیا یکبار هم همه چیز را از آخر شروع کنیم:صبح بیدار میشوی و ...

راز نهفته ای. مثل گلبرگ های رز آبی نایابی، در اعماق قلبم چون...

شاید واقعا ضعیفماری من ضعیفمضعیف در برابر ان نگاه ها،..ضعیف ...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط