آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد

آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد
هر که نوشید از آن در نظر عام افتاد
قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق
نوش کردیم ، چه نوشی ، چه سرانجام افتاد
دیدگاه ها (۱)

گفتم غم تو دارمچیزی نگفت و بگذشتحافظ خوشا به حالتیارم گذشت و...

آدم هـا می آینـدزنـدگی می کننـدمی میـرنـد و می رونـد امـا فـ...

آری آغازدوست داشتن استگر چه پایان راه ناپیداستمن دگر به پایا...

فقط یه دانشجوی ایرانی میتونه ساعتشو کوک کنه روی ساعت چهار ک...

باز مرغ غزلم میل پریدن داردتا به ایوان نجف شوق رسیدن داردنمک...

گرچه عشقِ بین‌مان به سرانجام نرسید، اما از تو بابت تمامِ آن ...

روزه يک سو شد و عيد آمد و دل‌ها برخاستمی ز خمخانه به جوش آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط