PART(۱۲)

PART(۱۲)
یونگی: بالاخره اتاق رو پیدا کردم و به سمت اتاقش هجوم بردم و رفتم داخل اتاق که
ا/ت رو دیدم که روی تخت خواب بود و اعضای گروهش پیشش بودن رفتم سمتشون
گفتم: ا/ت چش شده؟(نگران)
جونگ هی: خوب راستش ...... ا/ت موقع اومدن از پله ها پاش پیچ خورده و ظاهراً ربات پاش پاره شده
یونگی: با حرفی که زد ترس کل وجودم رو گرفت

خوب تا الان کافیه
و شرط اینکه پارت بعد رو زارم اینه👇
حمایت هاتون بیشتر بشه دوستون دارم بای✨🤍
دیدگاه ها (۰)

بدبخت اسکول از پیج قبلیم اصکی رفته حالا میاد گوز گوز میکنه ت...

بچها فیک آیدل معروف رو ادامه بدم یا نه؟👇✨🤍بابت اینکه این چند...

PART(۱۱)جیمین: چی؟ خوب پس صبر کن ماهم لباس بپوشیم بیایم یونگ...

PART(۱۰)سوآ: بله ما اوردیمشون بیمارستان و الان خوابیدن یونگی...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

#زیبایی.توPart: 3_ لازم نکرده بخوری(جدی و سرد)« همه اعضا خند...

love in the dark⑧⑨چند دقیقه بعدرسیدم و چند نفر اومدن /:شما ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط