قلمم آمده تا روزنه ایجاد کند
قلمم آمده تا روزنه ایجاد کند
بغض من را لب این پنجره فریاد کند
مثل یک مرده مفقود شدم ، می فهمی!
یکنفر نیست مرا با گل رز یاد کند
همچو یک میکده در شهر مسلمانانم
منطقی نیست کسی میکده آباد کند
طوطی مثنوی ام کاش بیاید اینبار
مرغکی را ز دل تنگ من آزاد کند
بین مردم چو پسندید مرا مادر غم
دل بی چاره ما حجله ی داماد کند
آی آنکس که به خاموشی من می خندی
منتظر باش ، دلم یکدفعه بیداد کند
بغض من را لب این پنجره فریاد کند
مثل یک مرده مفقود شدم ، می فهمی!
یکنفر نیست مرا با گل رز یاد کند
همچو یک میکده در شهر مسلمانانم
منطقی نیست کسی میکده آباد کند
طوطی مثنوی ام کاش بیاید اینبار
مرغکی را ز دل تنگ من آزاد کند
بین مردم چو پسندید مرا مادر غم
دل بی چاره ما حجله ی داماد کند
آی آنکس که به خاموشی من می خندی
منتظر باش ، دلم یکدفعه بیداد کند
- ۱.۵k
- ۱۴ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط