پارت

پارت ۸
✨ ازدواج اجباری 🩰
ویو ا.ت ساعت ۳
با درد شدی از خواب بیدار شدم و مثل مار به خودم میپیچیدم . ناگهان دیشب رو یادم آمد . نگاه کنارم کردم تهیونگ با کمر لخت و پشت خوابیده بود . خیلی سکسی شده بود . دلم نیومد که بیدارش کنم ولی مجبور بودم پاهام حس نداشت . ولی آروم با صدای کیوت صداش کردم.
+تهیونگااااا(با صدای کیوت و نینی){اووو خداااا ننههعع}
ـ هممم (خوابالو)
+ تهیونگااااا دلم درد می‌کنه.
ویو تهیونگ
با صدای کیوتی از خواب بیدار شدم . ا.ت بهم گفت درد داره
منم سریع بلند شدم رفتم بیرون و براش مسکن و کیسه آب
گرم آوردم.(بچم فقط شلوار داره جذاببببببببب)
ویو ا.ت
تهیونگ امد داخل اتاق با قرصی و کیسه ای در دستش
به سمتم گرفت و گفتم
-بفرمایید خانم کیم۰
+مرسی آقای کیممممم
ویو فردا صبح سر میز صبحانه
ویو ا.ت
رفتم کنار تهیونگ نشستم و دستشو گذاشتم روی رون پام
و نگاه های یونا رو خودم حس میکردم و به تهیونگ اشاره
کردم که منو ببوسه.
ویو تهیونگ
دست ا.ت رو تو دستم احساس کردم که گذاشتش رو رون
های خوش فرمش . بعد چند مین . داشت با چشماش می‌گفت بوسم کن . منم بوسه ای روی گونش کردم.
ویو ا.ت
لباهای نرمی روی گونم احساس کردم ضربان قلبم جوری رفت بالا که تهیونگ هم متوجه اش شد و خنده ای از کیوت
بودنم کرد و از اون خنده های مستطیلی زد . دلم پروانه ای شد.
یونا داشت از حسودی قرمز میشد. که تهبونگ گفت
-همه برای عروسی من و ا.ت آماده باشند(با بقیه سرد ولی نگاه ا.ت کرد لبخند کمرنگی زد)
دیدگاه ها (۶)

سلام فرشته ها 🌷بیاید تو کامنت ها بگید از کی بنویسم✨جیمین: آخ...

درود پرنسس های من✨عهد گرگ و فرشته نقش های اصلی. جونگکوک. ا.ت...

✨🩷پروفایل رو عوض کردمم گمم نکنید فرشته های بی بال🎀🩰🌺🩷

سلام خوشگلااااااینجا درخواستی هاتون رو بگید🎀

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

love Between the Tides⁶⁰یونا: نه باهامون بیا تهیونگ: آره بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط