تورا گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هرشب

تورا گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هرشب
بدین سان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این کاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هرشب
تماشایی ست پیچ و تاب آتش ها ،خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با غرور خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
"که این یخ کرده را از بی کسی "ها" می کنم هر شب"
دیدگاه ها (۱)

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁶انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط