آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت³
ویو آنا
داخل گروه پیامی اومد که آلیسا گفته بو حوصلم سر رفته از ات خبری نیست ؟
به ات پیام دادم و گفتم
آنا:دختر کجایی؟
بعد هم جواب آلیسا رو دادم و گفتم
آنا:من که خبری ازش ندارم
برش زمانی به دو ساعت بعد:
ویو ات
کم کم از خواب بلند شدم و رفتم سراغ گوشیم دیدم چند تا پیام برام اومده یکیش داخل گروه بود که آلیسا گفته بود حوصلم سر رفته خبری از ات نیست ؟
تا این پیامش رو دیدم گفتم
ات: خواب بود
منم حوصلم سر رفته بود و از داخل گوشی هواپیما دیدم چقدر دیگه میرسیم که زده بود دوساعتو نیم دیگه داخل گروه به پچه ها پیام دادم و گفتم
ات:پچه ها دوساعت نیم دیگه میرسیم
ویو آلیسا
بعد از چند ساعت از گوشیم پیامی اومد
آلیسا:به به بلاخره خانم خانوما از خواب دست کشید
پیامشو دیدم که گفته بود دوساعتو نیم دیگه میرسیم
یلحظه ذوق کردم ولی بعد دوباره ذوقم پرید
و داخل گروه گفتم
آلیسا:خیلی هیجان دارم
ویو آنا
یکم گذشته بود که با پیام ات مواجه شدم که گفته بود دو ساعتو نیم دیگه میرسیم
و منم داخل گروه گفتم
آنا :وای آره دوساعت دیگه میرسیم
ویو ات
خیلی گرسنم بود برای همین مهماندار رو صدا کردم
مهماندار:چیزی لازم دارین؟
ات:بی زحمت یه پاستای آلفردو با آب
مهماندار:چشم الان براتون میارم
بعد ۱۰ مین غذا رو آورد و شروع کردم به خوردنش وقتی تموم کردم یه کم تو اکسپلورم چرخ زدم که با صدایی مواجه شدم که خلبان داره میگه
خلبان:همگی گوش کنید دو دقیقه ی دیگر فرود میا ایم
فرود اومدیم و همه بلند شدن
و من رفتم پیش بچه ها
ویو آنا
با حرفی گه خلبان زد ذوق کردم و منتظر موندم که فرود بیام فرود اومدیم و من رفتم سمت صندلی آلیسا
ویو آلیسا
با صدای خلبان خوشحال شدم که بلاخره رسیدیم وقتی فرود اومدیم من از سر جام بلند شدم ولی همونجا موندم چون من اول هواپیما بودم و باید منتظر بچه ها می موندم
ویو آنا
داشتم میومدم که ات رو دیدم و صداش کردم
ویو ات
ات:داشتم میرفتم به سمت جلو که کسی من صدا کرد رو مو برگردوندم که دیدیم آنا داره صدام میزنه
رفتم پیشش و گفتم
ات:چطوری ؟
آنا:خوبم تو چطوی؟
ات:ما که عالی
آنا :توهم داری میری پیش آلیسا؟
ات:آره بیا بریم
رفتیم نزدیک آلیسا و صداش زدیم
ویو آلیسا
یکم منتظر موندم که صدای آشنای صدام زد، آنا و ات بودن اومدن سمتم و باهم رفتیم داخل فرودگاه چمدونامونو گرفتیم و از فرودگاه اومدیم بیرون و یه آژانس گرفتیم و به سمت خونه ی که از قبل اجاره کرده بودیم رفتیم بعد ۲۰ مین رسیدیم و رفتیم داخل خونه، خونه ی بزرگی نبود ولی خیلی وایب قشنگی داشت ۳ تا اتاق داشت هر کدوم مون یه اتاق رو انتخاب کردیم
ویو آنا
از. فرودگاه اومدیم بیرون و سوار یه آژانس شدیم و به سمت خونمون که از قبل اجارش کرده بودیم حرکت کردیم بعد چند مین رسیدیم و رفتیم داخل خونه خونش بد نبود ۳ تا اتاق داشت من یه اتاقو انتخاب کردم و رفتم داخلش و وسایلم رو مرتب کردم
ویو ات
از فرود گاه اومدیم بیرون و من یه آژانس گرفتم و سوار شدیم رفتیم به سمت خونه ای که از قبل اجاره اش کرده بودیم حرکت کردیم و یکم بعد رسیدیم رفتیم داخل خونه خونه ی بدی نبود و فضای دنجی داشت ۳ تا اتاق داشت من رفتم سمت یکی از اتاق ها و همون رو انتخاب کردم و بچه هاهم اتاق هاشون رو انتخاب کردن و رفتن توشون منم رفتم داخل اتاقم و وسایل رو مرتب کردم
ادامه دارد...
پارت³
ویو آنا
داخل گروه پیامی اومد که آلیسا گفته بو حوصلم سر رفته از ات خبری نیست ؟
به ات پیام دادم و گفتم
آنا:دختر کجایی؟
بعد هم جواب آلیسا رو دادم و گفتم
آنا:من که خبری ازش ندارم
برش زمانی به دو ساعت بعد:
ویو ات
کم کم از خواب بلند شدم و رفتم سراغ گوشیم دیدم چند تا پیام برام اومده یکیش داخل گروه بود که آلیسا گفته بود حوصلم سر رفته خبری از ات نیست ؟
تا این پیامش رو دیدم گفتم
ات: خواب بود
منم حوصلم سر رفته بود و از داخل گوشی هواپیما دیدم چقدر دیگه میرسیم که زده بود دوساعتو نیم دیگه داخل گروه به پچه ها پیام دادم و گفتم
ات:پچه ها دوساعت نیم دیگه میرسیم
ویو آلیسا
بعد از چند ساعت از گوشیم پیامی اومد
آلیسا:به به بلاخره خانم خانوما از خواب دست کشید
پیامشو دیدم که گفته بود دوساعتو نیم دیگه میرسیم
یلحظه ذوق کردم ولی بعد دوباره ذوقم پرید
و داخل گروه گفتم
آلیسا:خیلی هیجان دارم
ویو آنا
یکم گذشته بود که با پیام ات مواجه شدم که گفته بود دو ساعتو نیم دیگه میرسیم
و منم داخل گروه گفتم
آنا :وای آره دوساعت دیگه میرسیم
ویو ات
خیلی گرسنم بود برای همین مهماندار رو صدا کردم
مهماندار:چیزی لازم دارین؟
ات:بی زحمت یه پاستای آلفردو با آب
مهماندار:چشم الان براتون میارم
بعد ۱۰ مین غذا رو آورد و شروع کردم به خوردنش وقتی تموم کردم یه کم تو اکسپلورم چرخ زدم که با صدایی مواجه شدم که خلبان داره میگه
خلبان:همگی گوش کنید دو دقیقه ی دیگر فرود میا ایم
فرود اومدیم و همه بلند شدن
و من رفتم پیش بچه ها
ویو آنا
با حرفی گه خلبان زد ذوق کردم و منتظر موندم که فرود بیام فرود اومدیم و من رفتم سمت صندلی آلیسا
ویو آلیسا
با صدای خلبان خوشحال شدم که بلاخره رسیدیم وقتی فرود اومدیم من از سر جام بلند شدم ولی همونجا موندم چون من اول هواپیما بودم و باید منتظر بچه ها می موندم
ویو آنا
داشتم میومدم که ات رو دیدم و صداش کردم
ویو ات
ات:داشتم میرفتم به سمت جلو که کسی من صدا کرد رو مو برگردوندم که دیدیم آنا داره صدام میزنه
رفتم پیشش و گفتم
ات:چطوری ؟
آنا:خوبم تو چطوی؟
ات:ما که عالی
آنا :توهم داری میری پیش آلیسا؟
ات:آره بیا بریم
رفتیم نزدیک آلیسا و صداش زدیم
ویو آلیسا
یکم منتظر موندم که صدای آشنای صدام زد، آنا و ات بودن اومدن سمتم و باهم رفتیم داخل فرودگاه چمدونامونو گرفتیم و از فرودگاه اومدیم بیرون و یه آژانس گرفتیم و به سمت خونه ی که از قبل اجاره کرده بودیم رفتیم بعد ۲۰ مین رسیدیم و رفتیم داخل خونه، خونه ی بزرگی نبود ولی خیلی وایب قشنگی داشت ۳ تا اتاق داشت هر کدوم مون یه اتاق رو انتخاب کردیم
ویو آنا
از. فرودگاه اومدیم بیرون و سوار یه آژانس شدیم و به سمت خونمون که از قبل اجارش کرده بودیم حرکت کردیم بعد چند مین رسیدیم و رفتیم داخل خونه خونش بد نبود ۳ تا اتاق داشت من یه اتاقو انتخاب کردم و رفتم داخلش و وسایلم رو مرتب کردم
ویو ات
از فرود گاه اومدیم بیرون و من یه آژانس گرفتم و سوار شدیم رفتیم به سمت خونه ای که از قبل اجاره اش کرده بودیم حرکت کردیم و یکم بعد رسیدیم رفتیم داخل خونه خونه ی بدی نبود و فضای دنجی داشت ۳ تا اتاق داشت من رفتم سمت یکی از اتاق ها و همون رو انتخاب کردم و بچه هاهم اتاق هاشون رو انتخاب کردن و رفتن توشون منم رفتم داخل اتاقم و وسایل رو مرتب کردم
ادامه دارد...
- ۶۹۱
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط