آقای جناب!

آقای جناب!
چشم به راه دخترکی باش که معنای خستگی هایت را از پشت تمام تظاهرهای مردانه ات بفهمد
دخترکی که تمام کوچه و خیابان ها را دوتا یکی کند تا زودتر از تو به خانه برسد
آراسته کند خودش را خانه را
و بوی این طراوت قبل از ورود به مشامت برسد
دخترکی که گریه و خنده هایش تنها در آغوش تو ریخته می شود
بی قرار قدم هایی باش که تمام شهر را آگاه می کند
از زن بودنش
از عاشق بودنش
از عشق بودنش
غرورت را بگذار برای غریبه ها
بگذار وقتی با تمام مسئولیت ها و خستگی های روزانه اش
یک فنجان چای دست تو می دهد
از نگاهت بفهمد
از زبانت بشنود
که چقدر که چقدر که چقدرررررر در چشمان تو خواستنی ست
و‌ چقدر برای توست تنها تو!
دیدگاه ها (۷)

اندکی‌ نگاهم کنباز هم نگاهم کندوباره نگاهم کنبعد بگو دوستت د...

زندگی جانم...برو و وجب به وجب این دنیا را بگردببین کسی را پی...

در این شهر تماما شلوغدر این همهمه ی بیدادکننده ی چشمان نمناک...

تو هیچ چیزی از زندگی من نمیدانی...فقط نگاه به خنده ها و شوخی...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

پارت اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط