. برای آمدنت شعر می پزم

. برای آمدنت شعر می پزم
روی اجاق کاغذها
نذری شبیه نذرهای امروز
دیگ هایی پر از حرف دل...
هم می زنم واژه های بازمانده را
بی ردیف
قافیه ها شبیه بغضم وا می روند
شور می شود این شعر از شور نام تو...
سفره می چینم
از شرق تا غرب ترین یسار چشم انتظاری ام...
دیدگاه ها (۱)

تنهایی آدمو عوض میکنه...قلبتو سخت میکنه...احساساتتو از درون ...

باز هم گم شدن بین نت های بی انتها... بدون تو اما به یاد تو.....

آرامش نه عاشق بودن است نه گرفتن دستی که محرمت نیست. نه حرف ...

زود دیر می شود!هیچکس همیشگی نیست یهو می بینی که دیر کردی نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط