تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از من دریغ می

تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی چه بگویم ؟ ...وقتی که نه تنها چشمهایت را بلکه دریچه قلبت را به رویم بسته ای ........ اما .....بدان که همیشه پشت پنجره ، خیالم برای چشمهایت چون چلچراغی میدرخشد ، بگذار در وجودت گم شوم و تو با صدای آهسته مرا بخوانی و مرا در قلبت پیدا کنی ......
دیدگاه ها (۲۵)

من بلد نبودمــ جواب پیامش را دیر بدهــم میخواستم اما نمیتو...

+ چرا دوسش داری ؟ -نمیدونم + خب یه دلیلی داره دیگه -شاید، ول...

می شنوی ؟ اینجا صدایِ بی تفاوتی ها همه جا را پر کرده است این...

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

「君の声が聞こえない」صدای تو را نمی شنوم🍃🎆Part 6مایکی:من آدرسش را پیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط