باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه... خانه ام کو؟

باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه... خانه ام کو؟
خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟؟؟؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران! گردش یک روز دیرین.. پس چه شد؟!
دیگر کجا رفت؟!
خاطرات خوب و شیرین
باز باران، بی ترانه، بی هوای عاشقانه، بی نوای عارفانه، درسکوت ظالمانه، خسته از مکر زمانه، غافل از حتی رفاقت، حاله ای ازعشق ونفرت، اشکهایی طبق عادت، قطره هایی بی طراوت، روی دوش آدمیت، میخورد بر بام خانه. ..
دیدگاه ها (۲)

گاهی ادای رفتن در می آوری ! فقط خودت میدانی که چمدانت ...

اگر روزی دختری داشتم...به او می گفتم ...عاشق مردی نباش ...که...

بعضی آدم هاادامه ی خواب هایمان هستندادامه یِ رویاهایی که چند...

زمستان تمام شده و بهار آمده بود؛. تکه یخ کنار سنگ بزرگ جای خ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. میا با دیدن چاقو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط