Part: 23

Part: 23
The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)


سلام....
هیونجین:
کدوم گوری هستی که این بی صاحب رو جواب نمیدی؟
دنباله یه جواب بودم ولی هیچی نگفتم!
هیونجین:
با توام؟
تلفنو قطع کردم...
یه صدایی اومد، صدای خش خش برگ های روی زمین!
ولی من که ایستاده بودم.....
صدا گفت:
به به...
(چقدر صداش آشناست)
تلفن رو من قطع میکنی....
...................................................‌‌.‌‌.........‌..................
چییییییییی، چطوری؟!
شاید، دارم توهم میزنم....
صدای پا نزدیک تر شد!
با ترس گفتم:
تویی، هیونجین؟!
با خنده گفت:
فکر کردی نمی‌فهمم کجایی، یا فکر کردی نمی دونم کجا ها میری و میای؟!
گفتم:
چطوری؟
گفت:
جی پی اس رو گوشیت وصله، ماه قشنگم....
گفتم:
چطوری بهت اعتماد کنم خودتی وقتی که تو تاریکی آدم هیچی نمیبینه.....
دستش از شونم به پایین حرکت کرد تا موقعی که دستمو گرفت و منو یهو محکم کشید سمته خودش!
اون دستم که تو دستش بودو گذاشت رو صورتش و گفت:
فکر کنم باید برات آشنا باشه، ماه قشنگم....
دیدگاه ها (۰)

Part: 24The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ب...

Part: 25The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ب...

Part: 22The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ک...

Part: 21The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)۴...

Part: 20The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط