گفتم چوبد ز رشوه، از حرمت و حرامش

گفتم چوبد ز رشوه، از حرمت و حرامش

از آنچه گفته بودم، گویا خوشش نیامد!

گفتم چو از حجابش از پوشش و لباسش

از آنچه گفته بودم، گویا خوشش نیامد!

گفتم کرایه تاکسی از آنچه بوده بیش است...

از آنچه گفته بودم، گویا خوشش نیامد!
دیدگاه ها (۱)

توجه کنید او یک اخوند است و اگر اخوند درست شود مملکت درست می...

مامانی . . . .

حکایتی واقعی درشهر قمراننده تاکسی خاطره ای تعریف میکرد که رو...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب...

خب چت نکن پسر خوب شدم با چت اسیر و مبتلایششبا پیغام می دادم ...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق ان شب ...

**********شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از بر...

بخونید خیلی باحاله . ‫شدم با چت اسیر و مبتلایش ...

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایشبه من م...

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش به من ...

‫شدم با چت اسیر و مبتلایش ‫شبا پیغام می دادم از برایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط