صبح ها با کابوس نبودنت از خواب میپرم

صبح ها با کابوس نبودنت از خواب میپرم
با اشک برگونه نشسته
با چشمانی ابری تر از اسمان
سرد درد های دایم
بغض درگلوگیرکردی
با عکسهایت خلوت کردم
باتودرد و دل کردم
کاش عکست به حرف میومد و از نبودنت میگفت
ازین داغ بر دل نشسته
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 140♡⁠。⁠)⁩و سریع...

شب التیام.

دوپارتی درخواستی

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

پارت ۴: خرسِ هدیه و بیداری‌هایِ شبانه

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط