.

.

مشک‌و‌از‌دست‌سکینه‌گرفت ..
آروم‌سرشو‌نوازش‌کرد :
برو‌توخیمه‌عموجان ،
میرم‌براتون‌آب‌میارم ؛
مگه‌عباس‌مرده‌که‌اهل‌حرم‌چیزی‌بخوان
و‌براشون‌مهیا‌نشه ؟ : )

.








#یا_علمدار_ادرکنی








{اسرا_دختر ایرانـ✨🇮🇷💪🏻}
دیدگاه ها (۰)

.نشست ، مشک‌و‌پر‌کرد ..دستاشو‌پر‌آب‌کرد ؛گلوش‌خشک‌بود ..تشنه...

.مشک‌و‌برداشت‌و‌بلندشد‌اما‌واویلا ،دور‌تا‌دورشو‌گرفتن ؛بهش‌ح...

- جئون خیلی حساسه فقط باید مطیعش باشی +نمیتونم-رام من شدی را...

پارته سی و نهمدر آغوش زندان ویو کوک صبح که از خواب پاشدم دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط