....
....
مرور میکنم هر شب قبل از خواب،
تمام پیغامهایمان را.....
باور کن هیچ نشانی
از اینکه قرار بود بروی،
نمیبینم.....
صبح بخیرت بود
قربان صدقه رفتنهایت بود
خستگی در کردنهایم،
و سلفی هایی که دلتنگیمان را نشان میداد....
شب بخیر اما؛
نبود....
حق بده آشفتگی ام را....
انتهای داستان ما،
مثل فیلم های فرهادی بود....!!!!
مرور میکنم هر شب قبل از خواب،
تمام پیغامهایمان را.....
باور کن هیچ نشانی
از اینکه قرار بود بروی،
نمیبینم.....
صبح بخیرت بود
قربان صدقه رفتنهایت بود
خستگی در کردنهایم،
و سلفی هایی که دلتنگیمان را نشان میداد....
شب بخیر اما؛
نبود....
حق بده آشفتگی ام را....
انتهای داستان ما،
مثل فیلم های فرهادی بود....!!!!
- ۶۸۷
- ۲۵ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط