پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم .

پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن .

پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد .

پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟

پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه
دیدگاه ها (۶)

مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده ...

لوئیز رفدفن ، زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس ، و نگاهی مغمو...

استادی از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتی عصبانی هستیم داد می‌زن...

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت. زن چهارم را از...

داستان کوتاه پند آموزمرد بیسوادی قرآن می خواند ولی معنی قرآن...

"صاحبدلی" روزی به "پسرش" گفت: برویم زیر "درخت صنوبری" بنشینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط