شخصی از خدا دو چیز خواست...

شخصی از خدا دو چیز خواست...
یک گل و یک پروانه...
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود.
غمگین شد.با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد و به من توجهی ندارد.

چند روز گذشت.
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شدو آن کرم تبدیل به پروانه ای زیباشد.

اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید به او اعتماد کنید.
خارهای امروز گلهای فردایند.
دیدگاه ها (۱)

شخصی از خدا دو چیز خواست... یک گل و یک پروانه...اما چیزی که ...

..

چقد زیبااست. . . . .از شیخ بهایی پرسیدند:"سخت میگذرد" چه بای...

آهو ندیده ای که بدانی فرار چیستصحرا نبوده ای که بفهمی شکار چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط