✍✍✍

✍✍✍

آن سو تویی و  خرمنِ گیسوی کمندت
این سو منم و این دلِ افتاده به  بندت

همـواره شبیخون زده بر مُلکِ وجودم
چشـمانِ تـو در مَعیتِ مـژگانِ بلندت

بی نقـش و نگاری و دل آرایی و ساده
مانندِ همـان دامن و تنپـوشِ  پَرندت

شیرینیِ دنیا، همه زهر است و هَلاهل
در محضرِ لب های عسل باره ی قندت

کام از تـو طلب کردم و صبرم  طلبیدی
دردا که اثر نیست دراین چاره و پندت

سخت است که تیمار کنی باغچه ها را
خواهنـده ی گُل باشی و امّا، ندهندت

گفتی کـه چو دیوانه شوی، دل بسپارم
"ای من بـه فدای دلِ دیوانـه پسندت"



࿇─═‎═‎•❃≽❤️خاصم❤️≼❃•═┅─࿇
دیدگاه ها (۰)

آنسو تویے و خرمن گیسوے ڪمندتاینسو منم و این دلِ افتاده به بن...

آنسو تویی و خرمن گیسوی کمندتاینسو منم و این دلِ افتاده به بن...

تـا شمیـمِ نفست را ، نفـسی تـازه زدمعشق را بـا طپـشِ قلبِ تـ...

عاشقانه های شبنم

سریال: کینه۱۳۹۴.۱۳۹۴۵اگه بالو ولوسی رو دوست داری فالوم کن

به شدت توصیه میکنم صدا رو کم کنید یا از ایرپاد استفاده کنید ...

#نبض_مانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط