پارت

پارت ۱۶

* دستمو گرفت که کالیکس اومد دستمو از دستش ازاد کرد *

کالیکس : بهتره به رزت دست نزنی!

رزت : کالیکس بس کن!

* انگاری ناراحت شد *

رزت : هی لوسیان

لوسیان : هوم؟

رزت : میخوای باغ رو نشونت بدم

کامیلان : میخوای ماهم همراهت بیایم

رزت : نه!

* همینطوری داشتم باغ رو نشونش میدادم *

لوسیان : رزت

رزت : بله

لوسیان : میتونم ابجی صدات کنم؟

رزت هرچی دوست داری صدام کن

* بغلم کری ولی یه نفر دستمو کشید اورد سمت خودش *

رزت : کیان!

لوسیان : هی! تو کی هستی؟

کیان : از رزت فاصله بگیر

*لوسیان دستمو کشید *

لوسیان : من فقط میخوام با آبجیم بازی کنم

کیان : آبجیت؟
بهتره دیگه بهش دست نزنین

رزت : بسه !
دردم اومد دستامو نکشید!

* اولین بار بود قیافه ی کیان رو اونجوری دیدم *

رزت : بهتره با هم دیگه دعوا نکنید!

لوسیان : ولی آبجی این نذاشت تو باغ رو کامل نشونم بدی

کیان : دیگه بهش نگو آبجی
اون آبجی تو نیست!!
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۵ کالیکس : این نخودچی دیگه کیه؟ * من نخودچیممم*کامیلان...

پارت ۱۲ *همینطوری داشتیم قدم میزیم که *کامیلان : هی ابیل بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط