بنر راهنما را کنار چادر یک پیرزن زدم و گفتم اگر کمبودی دا

بنر راهنما را کنار چادر یک پیرزن زدم و گفتم اگر کمبودی داشتی بیا به خبرنگاران بگو پیرزن گفت نه مادر یک وقت خارجی‌ها می‌بینند علیه ایران استفاده می‌کنند. نگران ایران بود پیرزن نجیب(هادیان)
دیدگاه ها (۱)

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

سلام ، هیچ کسی متوجه نیست جز شما تندروهای خودشیفته ! هر وقت ...

the first lie

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

🔻ناچارهای جنگ طلب✍️مسعود براتی🔹️درست زمانی که نیازمند «ابتکا...

🔴 امام زمانی بودن سخت نیست فقط جگر میخواد .اگر مردش هستی بسم...

📙مرشایمر: این احتمال وجود دارد که عربستان و امارات، آمریکا ر...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

پارت ۱۵ آن روز قرار بود یک روز کاملاً معمولی باشد.صبح سر کار...

آوای شب پارت ۹ویو نویسندهانیا سریع از دامیان و جیوز خداحافظی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط