به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست



کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب



تن بیشه پر از مهتابه امشب

پلنگ کوه ها در خوابه امشب

به هر شاخی دلی سامون گرفته

دل من در تنم بیتابه امشب



......سیاوش کسرایی......

دیدگاه ها (۵)

الهی!اگرپستم، بنده ی توهستمدلم را به رحمت تو بسته ام، وحالا ...

آریا رفت ..... :(

تقدیر یعنی پرنده ای باشیخسته از هزار مهاجرتِ باران دیده...و ...

خیلی وقته که بی تابم !!! دلم تاب میخواهد ، یک هل محکم که د...

پارت ۴(خو ساکورا رو مخفف اسمشو میذاریم S.k, قاطی نکنید.)S.k:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط