Monster in the forest

Monster in the forest
فصل 2 پارت 33

(مدتی بعد/توی چادر\)
ا.ت و جونگ کوک:*سکوتی میکنند در حد فریاد😐*
...................
ا.ت: یه نکته با اجازه بگم..
جونگ کوک:*نگاهش میکنه*
ا.ت: من به هیچ عنوان پیش شما نمیخوابم و نخواهیم خوابید
جونگ کوک:*پسر مظلومم هم ناامید شد* خب باشه..*میخوابه سر جاش*
(.............)
تهیونگ: آخییییش اینبار هم جونگ کوک توی چادرمون نیست پس خطری برای تو هم نیست بالشت کوچولوی عزیزم..(حالا فهمیدین چرا تهیونگ گفت جای مغز علف دارن؟😐)
یونگی:..................
تهیونگ: یونگی جان...آهای...هوی...گوساله حواست هست دارم صدات میکنماااا
یونگی:*غرق در تفکرات*
تهیونگ:*یقه اشو میگیره تکونش میده* یونگیییی!!!
یونگی: هاااااااا
تهیونگ: بگیر بکپ جونگ کوک خو نمیخواد ا.ت رو بخوره
یونگی: وایسا...تو از کجا این چیزا رو میدونی؟
تهیونگ: ا.ت برام همه چیزو تعریف کرد
یونگی: به کسی دیگه هم گفته؟
تهیونگ: نه نگفته فقط به من
یونگی: به کسی نگی هااا
تهیونگ: نه بابا دهن من بستس
یونگی: تا حالا که اینجوری نبوده😐
تهیونگ: اگه نبود الان جنگل بغلی هم از دعوای شما دو تا خبر داشت😑
یونگی: مگه جنگل دیگه ای هم بغلمون هست؟
تهیونگ: نه نیست ولی...خو بفهم دیگه
یونگی: هعی..
تهیونگ: فعلا بگیر بکپ من خودم قول میدم بهت هیچگونه اتفاقی نمیوفته..
(............)
نامجون: معمولا چهار نفری توی چادر بزرگیم الان که کمتریم احساس خلوت بودن میکنم
جین: دیگه از این به بعد اینجوریه چون تعدادمون زیاده
جیهوپ: من باید کجا بخوابم؟
جین: عاه بیا روی سرم بخواب😑
جیهوپ: 😐
جین: دقیقا 30 ثانیه پیش بهت گفتم...قبلشم که یعنی 1 دقیقه و 30 ثانیه پیش باشه بهت گفتم...حالا فقط کافیه یه بار دیگه بپرسی...فاتحه ات خوندس😑
جیهوپ: خب حالا یه جوری میگه انگار بهش فوش دادم
جین:*روشو با حرص از جیهوپ برمیگردونه و رو به نامجون میکنه*
نامجون: بنظرم جیهوپ واقعا تغییر کرده...هر چند که هممون تغییر کردیم ولی جیهوپ مهربون تر بود مثل آدم هم باهامون حرف میزد همش هم لبخند داشت این از وقتی اومده مثل سگ باهامون رفتار میکنه😐
جین:*شونه میندازه بالا* ولی دیگه واقعا داره حرصمو در میاره..
(فردا)
جین:*همانند هر روز عربده* بیدار شییییییین!!!!!!
جیهوپ:*با عصبانیت داد میزنه* ساکت شو!!!!!
جین:*با اندکی حرص و تعجبی بزرگ* تو چت شده؟! این چه طرز رفتار با هیونگته؟؟
جیهوپ: من برام یه ذره هم مهم نیست که تو هیونگمی فقط دهنتو ببند!!
جین:.................
نامجون: چتونه نصف شبی با هم دعوا میکنین؟؟
جیهوپ: فضولیش به شما نمیرسه
ا.ت:*اون ورودی چادر چی بهش میگن حالا به هر حال پارچه هه رو کنار میزنه*با صدای آروم و لبخند* سلام..
جین:*لبخند* سلام
ا.ت: میشه بقیه ارو بیدار کنی؟
جین: فعلا که سعی دارم اینکارو کنم ولی مثل اینکه بعضیا بی اعصابن*چشم غره به جیهوپ*
ا.ت:*یه نگاه کوچولو به جیهوپ میندازه* من هنوز با بیدار کردن جونگ کوک درگیرم...وقتی تونستم بیدارش کنم میرم سراغ تهیونگ و یونگی
جین: خب...باشه ما بیداریم
ا.ت: بعدش همتون جمع بشین...امروز جایی نمیریم میخوام یکم با هم حرف بزنیم
جین: باشه...برو بقیه ارو بیدار کن ما هم میایم


دلم میخواد به غیر از فیکم توی پیج چیز دیگه ای فعالیت نکنم که شلوغ نشه ولی مشکل اینجاس که نمیتونم🥲😂 تازه انقدر چیز هست نمیتونم همشونو بزارم مگرنه تا کی بود داشتم پشت سر هم پست و استوری میزاشتم🥲😐😂
دیدگاه ها (۴۷)

فالوش کنین فرزندانم😐💜@reyhaneh2013asiyaban

استوری ای که همتون درخواستش کردینبالاخره پیداش کردمممممم😂#بی...

استوری درخواستیپستش کردم💜

چی بگم؟😐 خودتون دارین میبینین دیه😂

فکت😍تهیونگ جونگ کوک نامجون یونگی جیهوپ شوگا جین جیمین

بله بله 😂یونگی هوپی جیهوپ جیمین جونگ کوک تهیونگ نامجون جین ی...

نسل زد 😂تهیونگ جیمین شوگا یونگی جونگ کوک نامجون جین جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط