PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART¹³
(سوآ+)(جین–)
صبح روز بعد سوآ با نوری که از لایه پرده ها میتابید از خواب بیدار میشه و جین هنوز خواب بود لبخند محوی میزنه و بلند میشه و میره سمت آشپزخونه و تصمیم میگیره یه صبحانه دو نفره خوشمزه درست کنه و بعد از فکر کردن تصمیم میگیره گیمپاپ قلبی درست کنه و تمام موادش رو آماده میکنه و وقتی شروع میکنه به هم زدن تخم مرغ ها جین میاد داخل آشپزخونه و چشماش هنوز خواب آلوده
–هوم چه بوی خوبی!
+دارم صبحانه درست میکنم
–هوم
جین میره و از پشت سوآ رو بغل میکنه و سرش رو توی گردنش فرو میبره و بوی توت فرنگیش رو استشمام میکنه!
–خب حالا این صبحونه خوشمزه کی آماده میشه
+حدود 5 مین دیگه!
جین لبخند میزنه میره روی صندلی میشینه و سوآ رو تماشا میکنه سوآ تخم مرغ هایی که هم زده رو داخل ماهیتابه میریزه و میپزه و بعد داخل گیمپاپش قرار میده و اونا رو رول میکنه و برش میده و توی بشقاب میچینه و دولیوان قهوه درست میکنه و میز رو میچینه
–به به همسرم چه کرده!
سوآ میخنده و هردو مشغول خوردن صبحانه میشن و بعد از اینکه صبحانه تموم میشه جین نمیزاره سوآ تکون بخوره و خودش میز رو جمع میکنه و ظرف ها رو میشوره
–به نظر میاد امروز هوا خوبه میخوای بریم پیاده روی؟
+ایده خوبیه
سوآ میره داخل اتاق و بعد از چند مین با ست ورزشی سورمه ایش میاد بیرون!(عکسش رو میزارم)
–واو همسر جذاب مننن
جین هم میره لباس ورزشی میپوشه و جین برای اینکه توسط طرفداراش شناسایی نشه کلاه سر میکنه و ماسک میزنه
+بریم؟
–بزن بریم!
هردو شروع میکنن به پیاده روی کردن و حرف میزنن و وقتی به بخش خلوت میرسن سوآ ایده ای به سرش میزنه
+هرکی دیر تر به اون ستون برسه باید دو هفته هرچی که برنده میگه رو انجام بده
–باشه!
جین منتظر بود سوآ بشماره ولی سوآ بدون شمارش میدوه و میخنده
–هی این تقلبه!
+نخیر!
سوآ حتی بطری آبش رو میندازه تا جین رو وسط راه نگهداره و خودش زودتر میرسه به ستون
+من بردممممممم!
جین درحالی که بطری آب سوآ رو برداشته بود و به سمت ستون میومد شروع به حرف زدن میکنه
–قبول نیست تو تقلب کردی!
+سند داری؟
–نه!
+پس من برنده امممممم!
–دیگه باهات مسابقه نمیدم!
+دلت میاد؟(کیوت)
–نه!لعنت بهت کیم سوآ
هردو میخندن و به پیاده روی ادامه میدن که هنگام پیاده روی سوآ یه گربه کوچیک میبینه
+یاااا جین ببینش چه کیوته!
–نه به اندازه تو!
سوآ میخنده و سرخ میشه و میره کنار گربه میشینه و نوازشش میکنه و گربه هم خودش رو به سوآ میماله و جین در اون لحظه یه عکس از سوآ میگیره
+چیکار میکنی؟
–از اینکه زنم دل هر موجودی رو میبره عکس میگیرم!
+تو دیوونه ای!
–اوهوم دیوونه تو!
سوآ میخنده و بعد دوباره میاد کنار جین و دستش رو میگیره و به قدم زدن ادامه میدن و سوآ احساس تشنگی میکنه و در بطریش رو باز میکنه تا آب بخوره ولی حتی یه قطره آب هم تهش نیست و میبینه بطری سوراخ شده!
+هی جین تشنمه!
–اوه بطریت سوراخ شده چون سعی کردی با انداختنش من رو متوقف کنی!بیا از بطری من آب بخور!
سوآ بطری آب جین رو میگیره و مشغول نوشیدن آب میشه و جین با لبخند تماشاش میکنه!
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART¹³
(سوآ+)(جین–)
صبح روز بعد سوآ با نوری که از لایه پرده ها میتابید از خواب بیدار میشه و جین هنوز خواب بود لبخند محوی میزنه و بلند میشه و میره سمت آشپزخونه و تصمیم میگیره یه صبحانه دو نفره خوشمزه درست کنه و بعد از فکر کردن تصمیم میگیره گیمپاپ قلبی درست کنه و تمام موادش رو آماده میکنه و وقتی شروع میکنه به هم زدن تخم مرغ ها جین میاد داخل آشپزخونه و چشماش هنوز خواب آلوده
–هوم چه بوی خوبی!
+دارم صبحانه درست میکنم
–هوم
جین میره و از پشت سوآ رو بغل میکنه و سرش رو توی گردنش فرو میبره و بوی توت فرنگیش رو استشمام میکنه!
–خب حالا این صبحونه خوشمزه کی آماده میشه
+حدود 5 مین دیگه!
جین لبخند میزنه میره روی صندلی میشینه و سوآ رو تماشا میکنه سوآ تخم مرغ هایی که هم زده رو داخل ماهیتابه میریزه و میپزه و بعد داخل گیمپاپش قرار میده و اونا رو رول میکنه و برش میده و توی بشقاب میچینه و دولیوان قهوه درست میکنه و میز رو میچینه
–به به همسرم چه کرده!
سوآ میخنده و هردو مشغول خوردن صبحانه میشن و بعد از اینکه صبحانه تموم میشه جین نمیزاره سوآ تکون بخوره و خودش میز رو جمع میکنه و ظرف ها رو میشوره
–به نظر میاد امروز هوا خوبه میخوای بریم پیاده روی؟
+ایده خوبیه
سوآ میره داخل اتاق و بعد از چند مین با ست ورزشی سورمه ایش میاد بیرون!(عکسش رو میزارم)
–واو همسر جذاب مننن
جین هم میره لباس ورزشی میپوشه و جین برای اینکه توسط طرفداراش شناسایی نشه کلاه سر میکنه و ماسک میزنه
+بریم؟
–بزن بریم!
هردو شروع میکنن به پیاده روی کردن و حرف میزنن و وقتی به بخش خلوت میرسن سوآ ایده ای به سرش میزنه
+هرکی دیر تر به اون ستون برسه باید دو هفته هرچی که برنده میگه رو انجام بده
–باشه!
جین منتظر بود سوآ بشماره ولی سوآ بدون شمارش میدوه و میخنده
–هی این تقلبه!
+نخیر!
سوآ حتی بطری آبش رو میندازه تا جین رو وسط راه نگهداره و خودش زودتر میرسه به ستون
+من بردممممممم!
جین درحالی که بطری آب سوآ رو برداشته بود و به سمت ستون میومد شروع به حرف زدن میکنه
–قبول نیست تو تقلب کردی!
+سند داری؟
–نه!
+پس من برنده امممممم!
–دیگه باهات مسابقه نمیدم!
+دلت میاد؟(کیوت)
–نه!لعنت بهت کیم سوآ
هردو میخندن و به پیاده روی ادامه میدن که هنگام پیاده روی سوآ یه گربه کوچیک میبینه
+یاااا جین ببینش چه کیوته!
–نه به اندازه تو!
سوآ میخنده و سرخ میشه و میره کنار گربه میشینه و نوازشش میکنه و گربه هم خودش رو به سوآ میماله و جین در اون لحظه یه عکس از سوآ میگیره
+چیکار میکنی؟
–از اینکه زنم دل هر موجودی رو میبره عکس میگیرم!
+تو دیوونه ای!
–اوهوم دیوونه تو!
سوآ میخنده و بعد دوباره میاد کنار جین و دستش رو میگیره و به قدم زدن ادامه میدن و سوآ احساس تشنگی میکنه و در بطریش رو باز میکنه تا آب بخوره ولی حتی یه قطره آب هم تهش نیست و میبینه بطری سوراخ شده!
+هی جین تشنمه!
–اوه بطریت سوراخ شده چون سعی کردی با انداختنش من رو متوقف کنی!بیا از بطری من آب بخور!
سوآ بطری آب جین رو میگیره و مشغول نوشیدن آب میشه و جین با لبخند تماشاش میکنه!
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۲.۴k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط