این شبها...

این شبها...
در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...
و
تازیانه های "غم" به دلم ریش می زنند...
جلاد بی رحم "حسرت"
طناب "بغض" به گردنم می آویزد...
و توده های
ابرهای سیاه بارانی
"چشمانم" را احاطه کرده اند...
این یاغیان بی انصاف
مرا به هلاکت می رسانند..
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫـــــﺎﺻــــــﺪﺍﯼ ﺛﺎﻧﯿــــﻪ، ﺛﺎﻧﯿـــــﻪﻓـــــﺮﺍﻣﻮﺵ...

ﺷﺐ ﻫﺎ . .ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺳﻮﺕ ﻫﺎﯼ ﻗﻄﺎﺭﻫﺎﯼ ﻧﯿﻤﻪ...

اصولا آدم هایی که ارزش دوست داشته شدن را ندارند درست همان آد...

وقتی کسی صدایت نمی‌کند،یعنی تنهایی؛و وقتی تو کسی را صدا نکنی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

°این شبها...در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...و تازیانه ه...

این روزهادر اسارت دستان سکوت به سر می برم و تازیانه های غم ب...

این روزهادر اسارت دستان سکوت به سر می برم و تازیانه های غم ب...

این شبها...در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...و تازیانه ها...

این روزهادر اسارت دستان سکوت به سر می برم و تازیانه های غم ب...

این شبها...در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...و تازیانه ها...

این شبها...در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...و تازیانه ها...

جلاد شعری از علی حسنیانی

دلم شعری میخواهد برای بودنت , بوییدنت...پدرمن حسودمبه دخترکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط