غریبی بی قراری عصر جمعه

غریبی، بی قراری، عصر جمعه
دو قطره اشک جاری، عصر جمعه

تو می دانی چه آورده به روزم
همین چشم انتظاری عصر جمعه

بیا تا قلب خسته جان بگیرد
بیا تا غصه ها پایان پذیرد

بیاور با خودت مشک عمو را
بیا تا کودکی عطشان نمیرد

بیا مرهم شوی بال و پری را
نگاه نیمه جان و پرپری را

شده چشمان مقتل حلقه ی اشک
بیا و پس بگیر انگشتری را
دیدگاه ها (۲)

شبهای مدینه خداحافظ ؛ سکوت را برایتان ابدی نمی بینم ! باور ...

حرز حضرت زهرا سلام الله علیها حرز (بکسر حاء)، موضع محکم و حص...

کوچه امشب زخمی از تشییع توست گریه های بی صدا قلب علی و آسم...

ای آشنای غربت جمعه ظهور کنیک مرتبه زکوچه ما هم عبور کنحک شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط