در دلم عشق تو می ماند و من می میرم

در دلم عشق تو می ماند و من می میرم
عاقبت از غم تو ره به جنون می گیرم

چه کنم گر تو نباشی همه دنیای دلم؟
بخدا بی تو ز دیدار همه دلگیرم

تو چه گفتی به دلم؟ جز سخن مهر و وفا
من چه گفتم به تو؟ جز اینکه به غم زنجیرم

از تو آغاز شد و با تو به پایان برسد
این کتابی که مهیا شده از تقدیرم
دیدگاه ها (۱)

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست...

معشوق من قسم به نامت آنقدر عاشقانه هایم را روی این دیـــــوا...

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم خنده ی معجزه آسا بکند می می...

شده ام در قفس خاطره ها زندانیدردم این است که هم دردی و هم در...

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط