کافه را خلوت کن امشب کار دارم کافه چی

کافه را خلوت کن امشب کار دارم کافه چی
در سرم امشب هوای یار دارم کافه چی

قهوهای ناب ترکی را برای من بیار
همنشین یک شهره ی بازار دارم کافه چی

باز کن یک اکسیر ناب زعفران
با نگارم وعده ی دیدار دارم کافه چی

کافه چی! سنگ صبورم! سمت میز من بیا
با تو دنیایی پر از اسرار دارم کافه چی

گر نگاه او به چشمان من افتاده بدان
حال من مست و دلی هشیار دارم کافه چی

یار من زیباست رویش مثل ماه و من
ترس از چشمان اغیار دارم کافه چی

باز هم امشب دلم را یار باش آن دم که من
سر به روی شانه ی دلدار دارم!کافه چی
دیدگاه ها (۴)

کاش می شد که بیایی تو به احوال دلمبا وجود تو کمی خوب شود حال...

بنام آنکه دلم را ، به نام عشق تو کردکلام هر شب من را ... کلا...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

قلب عاشق پیشه از هجرت شکایت میکندغصه های بی تو بودن را روایت...

عشق سبز و صورتی

یک قدم مانده تا طلوع [بخش ۱]

پارت ۴(خو ساکورا رو مخفف اسمشو میذاریم S.k, قاطی نکنید.)S.k:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط