بده به دست من این بار بیستونها را

بده به دست من این بار بیستونها را
که این چنین به تو ثابت کنم جنونها را
بگو به دفتر تاریخ تا سیاه کند
به نام ما همه ی سطرها، ستونها را
عبور کم کن از این کوچه ها که می ترسم
بسازی از دل مردم کلکسیونها را
... منم که گاه به ترک تو سخت مجبورم
... تویی که دوری تو شیشه کرده خونها را
میان جاده بدون تو خوب می فهمم
نوشتهای غم انگیز کامیونها را!
نجمه زارع
دیدگاه ها (۳)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①③ چه بود زندگی؟ اگر تو نمی‌رسید...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

بده بـه دست من این بار بیستونها راکه این چنین به تو ثابت کنم...

میان جاده بدون تو خوب می‌فهممنوشته‌های غم انگیز کامیون‌ها را...

856.....دستامون از هم اگه دور بمونهشب شیشه ای دیگه نمی شکنها...

ما به هم محتاجیم

اشتباه اول من و تو یک نگاه بودعشق ما از اولین نگاه اشتباه بو...

اشتباه اول من و تو یک نگاه بودعشق ما از اولین نگاه اشتباه بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط