🔻 جنگ روایتها مهمتر از جنگ نظامی
🔻 جنگ روایتها مهمتر از جنگ نظامی
۱. جنگ روایت این هفته یک تقسیم بندی کاذب ساخته: «موافق آتش بس» در برابر «مخالف آتش بس». در حالی که هر دو طرف آتش بس میخواهند و هر دو مخالف جنگ اند.
اما یک طرف از همان ابتدا گفت این آتش بس ناقص است و مسیر را برای جنگ بعدی هموار میکند. حالا که آن پیش بینی محقق شده، همین طرف به «مخالف آتش بس» و «طرفدار جنگ» متهم میشود. این دقیقاً وارونه کردن واقعیت است و دشمن حساب شده این روایت را میسازد تا منتقدان را بیاعتبار کند.
بعد دوم جنگ روایت مهمتر است: شعار انتقام در میان مردم یک ارزش بازدارندگی واقعی داشت.
دشمن میدید که هزینه ترور رهبر یک کشور بیپاسخ نخواهد ماند. این شعار مستقیماً معادله هزینه - فایده دشمن را تغییر میداد. دشمن با ایجاد دو دستگی داخلی و مشغول کردن مردم به جنگ با یکدیگر دقیقاً این اهرم بازدارندگی را خنثی میکند.
۲. در داخل نیز یک معادله سیاسی کلاسیک در کار است:
دولت آتشبسی ناقص امضا کرد. منتقدان گفتند ناقص است. آتشبس شکسته شد. حالا دولت به جای پاسخگویی در برابر شکست آتشبس، منتقدان را «جنگطلب» مینامد و با این کار دو کار همزمان انجام میدهد: اشتباه خود را میپوشاند و رقیب سیاسیاش را بیاعتبار میکند.
این دیگر مدیریت بحران نیست، "مدیریت انتخابات" است. در شرایطی که کشور در جنگ است و مردم داغدار، تیم پزشکیان و قالیباف دارد فضای سیاسی را برای دوره بعد مدیریت میکند. منافع ملی میگفت: «اشتباه کردیم، چرا؟ چطور جبران کنیم؟» منافع سیاسی میگوید: «مخالف ما جنگطلب است.»
و خطرناکترین بخش اینجاست: دشمن دقیقاً میداند که داخل ایران چه اتفاقی میافتد. جنگ روایت بیرونی با این دودستگی داخلی هماهنگ است، نه تصادفی، بلکه طراحیشده. دشمن نیازی ندارد مردم را تقسیم کند، دولت خودش این کار را میکند و دشمن فقط آن را تقویت میکند.
🖌️ترازمان
مثلث فتنه تا ابد لعنت خدا بهتون
۱. جنگ روایت این هفته یک تقسیم بندی کاذب ساخته: «موافق آتش بس» در برابر «مخالف آتش بس». در حالی که هر دو طرف آتش بس میخواهند و هر دو مخالف جنگ اند.
اما یک طرف از همان ابتدا گفت این آتش بس ناقص است و مسیر را برای جنگ بعدی هموار میکند. حالا که آن پیش بینی محقق شده، همین طرف به «مخالف آتش بس» و «طرفدار جنگ» متهم میشود. این دقیقاً وارونه کردن واقعیت است و دشمن حساب شده این روایت را میسازد تا منتقدان را بیاعتبار کند.
بعد دوم جنگ روایت مهمتر است: شعار انتقام در میان مردم یک ارزش بازدارندگی واقعی داشت.
دشمن میدید که هزینه ترور رهبر یک کشور بیپاسخ نخواهد ماند. این شعار مستقیماً معادله هزینه - فایده دشمن را تغییر میداد. دشمن با ایجاد دو دستگی داخلی و مشغول کردن مردم به جنگ با یکدیگر دقیقاً این اهرم بازدارندگی را خنثی میکند.
۲. در داخل نیز یک معادله سیاسی کلاسیک در کار است:
دولت آتشبسی ناقص امضا کرد. منتقدان گفتند ناقص است. آتشبس شکسته شد. حالا دولت به جای پاسخگویی در برابر شکست آتشبس، منتقدان را «جنگطلب» مینامد و با این کار دو کار همزمان انجام میدهد: اشتباه خود را میپوشاند و رقیب سیاسیاش را بیاعتبار میکند.
این دیگر مدیریت بحران نیست، "مدیریت انتخابات" است. در شرایطی که کشور در جنگ است و مردم داغدار، تیم پزشکیان و قالیباف دارد فضای سیاسی را برای دوره بعد مدیریت میکند. منافع ملی میگفت: «اشتباه کردیم، چرا؟ چطور جبران کنیم؟» منافع سیاسی میگوید: «مخالف ما جنگطلب است.»
و خطرناکترین بخش اینجاست: دشمن دقیقاً میداند که داخل ایران چه اتفاقی میافتد. جنگ روایت بیرونی با این دودستگی داخلی هماهنگ است، نه تصادفی، بلکه طراحیشده. دشمن نیازی ندارد مردم را تقسیم کند، دولت خودش این کار را میکند و دشمن فقط آن را تقویت میکند.
🖌️ترازمان
مثلث فتنه تا ابد لعنت خدا بهتون
- ۲۵۵
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط