+مــآمــآنــ

+مــآمــآنــ
-هـــووووم؟
+ مــیخوامـ بـآ دوسـتمـ بـــرمـ پـــآرک
-نههه
+چـرااا؟مـــآمــآن خـــواهشـ میـکنمـ
-دخــتر تنـــهاییـ بـــآ دوستآشـ جــآییـ نــمیرهـ
+بــآشهـ

+مـآمـآنمـ
-بـلهـ؟
+میـخوامـ یکمـ بـرمـ قـدمـ بـزنمـ دلــم گـرفتــہ
-تنـهآییـ؟؟
+ارهـ
-نـهـ
+چــراااا؟
-دخــتر تـــنهآییـ نــمیره قدمـ بـزنه
دلــت نـــگرفتهـ یـکمـ دیـــگه خــوبـ میشیـ
+بــآشـ...

#کــآشـ_دُخــتَر_نـَــبودَمـ
دیدگاه ها (۹)

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

کپشن

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۳پرش زمانی به ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟎هوفففففففففف..بهتره بر...

True Love⑦چند روز بعد تهیونگ: امروز با کی دیگه قرار دارم؟ من...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟒یک هفته از رفتن مانیا گذشته بود.جیمین ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط