پارت
پارت 12
ویو لارا :
پس کیف ات رو برداشتم و گوشیش رو برداشتم و شماره تهیونگ رو گرفتم
بعد از چند تا بوق جواب داد
ته: الو ات ؟؟؟!!!
لارا:امم سلام من لارام دوست ات
ته: اوه ..... پس چرا گوشیه ات دست شماست ؟؟؟
لارا: راستش ات تصادف کرده و به سرش ضربه بدی وارد شده و.......
ته: کدوم بیمارستان؟؟!(نگران)
لارا : بیمارستان .... ( یه اسمی رو فرض کنید)
ته: الان میام
....
بعد از نیم ساعت تهیونگ اومد
که رفتم سمتش: سلام من لارام
ته : سلام .... دکتر چی گفت
لارا: گفت باید ات رو عمل کنیم وگرنه فوت میکنه ولی...
ته: ولی چی ؟
لارا: هزینه عمل ات خیلیه
ته: مهم نیست هر چقدر باشه من پرداخت میکنم فقط ات زنده بمونه
ویو ته؛
رفتم سمت پذیرش و کار های عمل ات رو انجام دادم ات رو بردن اتاق عمل
.....
الان 3 ساعت از وقتی که ات رفت اتاق عمل میگیره خیلی استرس دارم و البته لارا هم دست کمی از من نداره......
دیدم دکتر از اتاق عمل اومد بیرون
من و و لارا رفتیم سمتش و گفتیم
لارا و ته: چیشد؟
د: ........
ادامه دارد....تا اینجا اومدی یه لایک و کامنتمون نشه زیبا؟
ویو لارا :
پس کیف ات رو برداشتم و گوشیش رو برداشتم و شماره تهیونگ رو گرفتم
بعد از چند تا بوق جواب داد
ته: الو ات ؟؟؟!!!
لارا:امم سلام من لارام دوست ات
ته: اوه ..... پس چرا گوشیه ات دست شماست ؟؟؟
لارا: راستش ات تصادف کرده و به سرش ضربه بدی وارد شده و.......
ته: کدوم بیمارستان؟؟!(نگران)
لارا : بیمارستان .... ( یه اسمی رو فرض کنید)
ته: الان میام
....
بعد از نیم ساعت تهیونگ اومد
که رفتم سمتش: سلام من لارام
ته : سلام .... دکتر چی گفت
لارا: گفت باید ات رو عمل کنیم وگرنه فوت میکنه ولی...
ته: ولی چی ؟
لارا: هزینه عمل ات خیلیه
ته: مهم نیست هر چقدر باشه من پرداخت میکنم فقط ات زنده بمونه
ویو ته؛
رفتم سمت پذیرش و کار های عمل ات رو انجام دادم ات رو بردن اتاق عمل
.....
الان 3 ساعت از وقتی که ات رفت اتاق عمل میگیره خیلی استرس دارم و البته لارا هم دست کمی از من نداره......
دیدم دکتر از اتاق عمل اومد بیرون
من و و لارا رفتیم سمتش و گفتیم
لارا و ته: چیشد؟
د: ........
ادامه دارد....تا اینجا اومدی یه لایک و کامنتمون نشه زیبا؟
- ۳۰.۹k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط