عبدالله‌‌خان گفت:

عبدالله‌‌خان گفت:
«برو زیر آفتاب بنشین و فراموش کن.»
من زیر آفتاب نشستم و
همه‌چیز یادم آمد...


📚رازهای سرزمین من #رضا_براهنی
دیدگاه ها (۱)

سلام اگه اگه طرفدار کلیپ های چینی و کره ای هستی کپشن بخ

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️لورنزو آهسته گفت:«این حروف...»ریگیلوس به ک...

رمان تو خود منی

خبخب خیلی رندوم تصمیم گرفتم یکی از پستامو تبدیل به بیوگرافی ...

part 8همینجوری داشتم نگاش میکردم که چشمش به من خورد چند لحظه...

#عشق_مافیای_من پارت۳٠(بعد مدت ها) ادمین: راستی علامتا یادم ر...

هیچ کسی طرف تالیا نیست حتی مادرش 😔 تنها کسی از زمانی که به ک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_83با خوابالودی از سر جام بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط