دوست داشتم یڪے بود

دوست داشتم یڪے بود
شب ها ڪنارش می نشستم
از دلتنگے ها و خستگے های روزمره ام
میگغتم،
بدون اینڪه بگوید:
وقت ندارم یا اهمیت ندهد!
فقط ڪنارم می نشست و حرف هایم
را گوش می ڪرد
اگر هم حرف نمی زد اشڪالی نداشت
فقط می نشست و می گذاشت خودم را
خوب خالے ڪنم
بعد هم اگرخواست،بی سر و صدا مےرفت
و مهم نبود؛
یڪ دست فروش است یا یڪ شب گرد
ڪه حرف هاے خسته مرا شنیده و
ساڪت از من دور مے شود...
nilo💙
دیدگاه ها (۱)

jojenaghash:nilo😊 ✌

زن ها شاهزاده اے با اسب سفید نمے خواهند؛این فقط یڪ اصطلاح اس...

سکوت

تکاپو پارت 93:مراقب خودت باش🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍در همان لحظه، چراغ‌های...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁷درهای شیشه‌ای بیمارستان ...

پارت ۳۳خانه، حالا دیگر برای رزا شبیه به یک موزه‌ی سرد و بی‌ر...

پنج پارتی✨{استاد جدید}پارت اولصبح دوشنبه بود.ات با عجله وارد...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۳: آشپزخانه، کامنت‌ها و یک فاص...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

قلب یخی

قلب یخی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط