پارت

پارت ۳

در باز شد و شوگا با یک سینی که روش غذا بود وارد اتاق شد
ا.ت آب دهنش رو قورت داد ا.ت از شوگا می‌ترسید چون تا توسط شوگا شکنجه شده بود صدای ا.ت می‌لرزید
ا.ت::ا..ز...از.م.ن..چی می خوای؟!
شوگا جوابی نداد و نزدیک شد و سینی رو ، رو میز عسلی کنار تخت گذاشت
ا.ت::هوی...ب.با.توعم؟..چرا.منو..اور.دی..انجا؟.م‍.می خوای ..شکن‍.جم..بدی یا منو..بکشی؟
شوگا بازم چیزی نگفت و لبه ی تخت نشست و به سینی اشاره کرد
شوگا::بخور
ا.ت::ن.نمی خوام..ولم..کن
شوگا::بهتره باهام بحث نکنی گفتم بخور
ا.ت لیوان رو سینی رو برداشت و محکم زمین زد و لیوان شکست و بعد محکم رو دست راستش تیکه ی شیشه رو فرو کرد و رو دستش کشید دستش خیلی بد جور برید و بشدت خون میومد انگار دستش داشت واقعا باز میشد
شوگا با عجله بلند شد
شوگا::احمق!! چیکار کردی؟!!
ا.ت::ا..اگه..اگه نگی..چرا.منو..ا..اوردی..ا.این.یکی..دستمم..م‍.میبرم!


چرت و پرت به روایت تصویر ببینید خوب شد یا نه؟ ادامش بدم؟
دیدگاه ها (۱)

تولدت مبارک🙃

اصکی با ذکر منبع

پارت 2ویو ا.تچشمام رو باز کردم سرم گیج می‌رفت اینجا کجاست دا...

پارت 1 توضیحات موقعیت:: شما و شوگا تو دو سازمان مخالف هم هست...

سناریو چندپارتی جونگ کوک

دو پارتی از ریندو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط