#طلوع_عشق_خانوادگی

#طلوع_عشق_خانوادگی
#چند_پارتی
#درخواستی


پارت ۴: قصه‌ی سیاره‌ها
بعد از کمی سکوت، نامجون کتاب را برداشت و روی زانوهایش گذاشت.

«خب، حالا می‌تونی اون چیز جالبی که یاد گرفتی رو برام تعریف کنی؟»

پسرک با تردید لبخند زد.

«حتماً؟»

«حتماً. من کاملاً آماده‌ام.»

پسر کتاب را باز کرد و با هیجان به صفحه‌ای اشاره کرد.

«اینجا درباره‌ی مشتری نوشته. مشتری بزرگ‌ترین سیاره‌ی منظومه شمسیه. اون لکه‌ی قرمز روی سطحش، یه طوفان خیلی بزرگه که سال‌هاست ادامه داره.»

نامجون با دقت گوش می‌داد و گاهی سؤال می‌پرسید.

«یعنی این طوفان از زمین هم بزرگ‌تره؟»

چشم‌های پسرش برق زد.

«آره! خیلی بزرگ‌تره. اولش فکر می‌کردم فقط یه نقطه‌ست، ولی بعد فهمیدم اندازه‌اش خیلی زیاده.»

نامجون با تعجب گفت:

«پس تو امروز از چیزی یاد گرفتی که من حتی نمی‌دونستم.»

پسرک خندید.

«بالاخره منم یه چیزهایی بلدم.»

«تو خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی بلدی. فقط من باید بیشتر به حرف‌هات گوش بدم.»

در همین لحظه، دختر کوچولو سرش را از لای در داخل آورد.

«می‌تونم منم بیام؟»

پسرش نگاه کوتاهی به او کرد و بعد گفت:

«آره، بیا. دارم درباره‌ی مشتری توضیح می‌دم.»

دختر کنار برادرش نشست و با کنجکاوی پرسید:

«مشتری اسمشه چون مشتریِ فروشگاهه؟»

پسر خندید.

«نه! اسم یه سیاره‌ست.»

نامجون هم خندید و گفت:

«سؤال خوبی پرسیدی. هیچ سؤالی خنده‌دار یا بی‌ارزش نیست.»

بعد از آن، هر سه نفر روی تخت نشستند. پسر درباره‌ی سیاره‌ها توضیح می‌داد، دختر نقاشی‌های کوچکی از ستاره‌ها کنار صفحه‌ها می‌کشید و نامجون با علاقه به حرف‌های هر دو گوش می‌داد.

وقتی دختر گفت:

«منم می‌خوام یه روز فضانورد بشم!»

نامجون لبخند زد.

«هر چیزی که دوست داشته باشی می‌تونی یاد بگیری. و تو هم می‌تونی معلم خوبی برای خواهرت بشی، البته اگر خودش هم دوست داشته باشه.»

پسر با افتخار سر تکان داد.

«می‌تونم بهش درباره‌ی ماه و مریخ هم یاد بدم.»

دختر دست برادرش را گرفت.

«پس منم نقاشی سیاره‌ها رو بهت یاد می‌دم.»

نامجون به آن دو نگاه کرد و با خودش تصمیم گرفت از این به بعد، هیچ‌وقت علاقه‌ها و احساساتشان را با هم مقایسه نکند.


امیدوارم خوشتون اومده باشه 💐
دیدگاه ها (۰)

#طلوع_عشق_خانوادگی#چند_پارتی#درخواستیپارت ۵: قولی برای همیشه...

#طلوع_عشق_خانوادگی#چند_پارتی#درخواستیپارت ۳: عذرخواهی نامجون...

#طلوع_عشق_خانوادگی#چند_پارتی#درخواستیپارت ۲: حرفی که بابا را...

#طلوع_عشق_خانوادگی#چند_پارتی#درخواستیپارت ۱: توجهی که ناعادل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط