من از آن روز که در بند توأم آزادم

من از آن روز که در بند توأم آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
دیدگاه ها (۵)

پدیده با وقاریست شعردلت که گیر میکندشعرحتی لابلای شلوغی شهر ...

درمیان شلوغی شهر. . .به دنبال کسی میگشتمکه با دلش دلم رانواز...

اگر انتخاب رابه عهده ی خودم می گذاشتبه جای اینکه زنی تنها با...

روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماندروز و شب دارد ،روشنی دارد ،ت...

من از آن روز که در بند توأم آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

تاسیان:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط