کوچک که بودم

کوچک که بودم

نمی توانستم

مرگ را با همه ی عظمتش بشناسم

حالا

بزرگ شده ام

آنقدر که قادرم

زندگی را با همه ی حقارتش

به شوخی بگیرم.
دیدگاه ها (۱)

‍ می گویند بهار که آمد گلستان عاشق می شود اما، تو را چه گویم...

میدانی رفیق ..درد تنهایی را به دل نگیر . .عقابها هم همیشه تن...

هه هه

︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🌸  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵اگر درحال نوشتن یک کتاب درباره...

خب شکلاتای بلوبریم🤏🏻من..ممکنه هر از چند گاهی بیام و براتون پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط